مقالات بهائیت

مقالات بهائیت (2037)

نکته :

بهائیت در ایران : بهائیانی که ادعای صلح دوستی‌شان گوش عالمیان را کَر کرده است، در طول تاریخ به خون‌ریزی‌های بسیاری دست زده و جنگ‌های بسیاری را به راه انداخته یا حمایت کرده‌اند. در این راستا می‌توان حمایت‌های بی‌دریغ بهائیان از رژیم غاصب صهیونیستی را برگ تاریکی از جنگ‌طلبی بهائیان دانست.

اصلاح و بازنشر دی 96

 

بهائیت در ایران : علیرضا روزبهانی بروجردی گفت: بسیاری از کسانی که از بهائیت خارج نمی شوند علت عدم خروجشان از فرقه بهائیت را استفاده کردن از امکانات و یا مسائل عاطفی که برایشان وجود دارد بیان می کنند.

جمعه, 01 دی 1396 ساعت 09:37

معابدی برای انحطاط اعتقادی در انسان ها

نوشته شده توسط

بهائیت در ایران :  تشکیلات فرقه ضاله بهائیت  طرح جامعه‌سازی بهائی را در دستور کار خود داشته و دارد . طرحی برای افزایش اثرگذاری بر اقشار مختلف جامعه و به تبع آن، بالا بردن آمار بهائیان که زیر نظر مرکز جهانی بهائیت و توسط مؤسسات وابسته به آن، در حال انجام است. این طرح در سه دسته کلی تقسیم بندی می‌شود که «مؤسسه روحی» یکی از اصلی ترین بخشهای آن است . البته ابعاد و تحرکاتی که تشکیلات، ذیل مؤسسات روحی انجام می‌دهد بسیار گسترده‌تر از آن است که بتوان تنها در یک مقاله، به طور کامل از آن سخن گفت. از این رو نوشتار پیش رو را، به ارائه توضیحاتی در مورد «جلسات دعا» اختصاص داده‌ایم که یکی از شگردهای بسیار مهم بهائیت برای جذب و تبلیغ است.

 

 

برای شروع، توضیحات یکی از کارشناسان طرح روحی در مورد جلسات دعا را به طور مختصر بیان می‌کنیم. «جلسات دعا اقدامی است که از دل کتابِ یکِ مؤسسه روحی بیرون می‌آید، تا از طریق مشورت در این جلسات به سؤالات بنیادینمان پاسخ دهیم. بعد از اینکه دعا می‌خوانیم با مفاهیم جدیدی روبه‌رو می‌شویم که در انتخاب فعالیت‌ها به ما کمک می‌کند، احساس می‌کنیم نیاز به اقدام و عمل داریم، پس لازم است این مفهوم را با بقیه افراد در میان بگذاریم. همان‌طور که در جلسات دعا انجام می‌شود. جلسه دعا نمونه کوچکی از جلوه تعالیم بهائی است، چون هر فردی با هر اعتقادی می‌تواند در این جلسات حاضر شده و دعا بخواند. این به طور طبیعی باعث رشد می‌شود، چون لاجرم فرد با شرکت در این جلسات احساس نیازی درونی برای شرکت در دیگر امور بهائی پیدا می‌کند. مثلاً احساس می‌کند می‌خواهد وارد ابعاد دیگری از کمک به جامعه شود، مثلاً معلم اطفال شود و بعد با مادر بچه‌ها هم شروع کند به راه‌اندازی جلسات دعا. ممکن است یک جمع دعا، نیاز داشته باشد دعا را با موسیقی همراه کند یا جمع دیگری دعا را تفسیر کنند تا در مفاهیم عمیق شوند و بستری برای مشورت به وجود بیاید. هر جلسه بنابر ابتکار خودش، می‌تواند راه حل جدیدی داشته باشد...در مورد مکان جلسات دعا باید گفت، کشورهایی که مشرق الاذکار دارند در آنجا جمع می‌شوند، مشرق‌الأذکارها معابد بهائی هستند، اما با هر دینی می‌توانند به آنجا بیایند. غیر از آن، جلسات دعا در هر جایی می‌تواند برگزار شود. کشورهای حوزه خلیج فارس می‌توانند هر مکانی که خواستند را برای دعا انتخاب کنند، در هر منطقه توسط بهائی‌های قدیم و جدید این جلسات برگزار می‌شود...پس دور از ذهن نیست که خانواده پس از مدتی از حضور فرزندشان در این جلسات، جلسه دعایی با کمک کودکشان تشکیل دهند و کم‌کم با کمک آن جلسه دعا، اعضای دیگر محله و بعد از آن جامعه هم وارد فعالیت‌ها شوند و از آن استقبال کنند.»(1)

در توضیح این صحبت‌ها باید گفت بهائیت به بهانه شعار «وحدت عالم انسانی»، ساختمان‌هایی به نام مشرق‌الأذکار را ساخته و با تبلیغات گسترده آن را مکانی برای عبادت تمامی ادیان، به جهانیان معرفی می‌کنند، ساختمان‌هایی که با نظارت کامل تشکیلات بهائی، برنامه‌های فرقه را پیش می‌برد. به دلیل ممنوعیت فعالیت تشکیلاتی در بعضی کشورها و همچنین استمرار برپایی جمع‌های تبلیغی در کلیه مناطق، طرح جلسات دعا به عنوان یکی از جلسات اصلی تشکیلات و ارائه نمونه برای ایجاد امکان جذب در سراسر مناطقی که بهائیت نفوذ یافته است، به طور پیوسته ترویج می‌کنند.

ظاهر جلسات به این شکل است که در آن هر فرد و با هر اعتقادی اجازه حضور و خواندن دعای خودش را دارد. در صورتی که اگر جلسه به این شکل باشد، دور هم جمع شدن بی‌معنا و مضحک است. حقیقت ماجرا این است که در این جلسات تمام متونی که خوانده می‌شود، دسته‌جمعی و متعلق به سردمداران بهائیت است. البته بعضی از این به اصطلاح ادعیه بهائی که محتوایی روحانی در آن به چشم می‌خورد، دست‌هنر نوعی سرقت دینی-ادبی رهبران بهائیت و کاردستی کلاژگونه‌ای از ادعیه اسلام است.

بهره بردن بهائیت از این مقوله، نشانگر برنامه‌ریزی کارشناسی شده تشکیلات، برای درگیر کردن افراد با این فرقه است، چون دعا رفتاری فطری است که تا میزان زیادی با غریزه بشر نهادینه شده. درخواست نیاز و نوعی درد و دل با نیرویی عظیم و فوق بشری، چیزی است که اگر مداوم هم صورت نگیرد، هر از گاهی در طول زندگی افراد رخ می‌دهد. باید دید هدف بهائیت از مطرح کردن این مقوله به راستی چیست؟ آیا مشفقانه بر آن تأکید دارد یا ترفندی تشکیلاتی و منفعت‌طلبانه است؟

همان‌طور که در این برنامه مشخص است بهائیت نقشه دقیقی از این جلسات و نحوه برگزاری‌اش به اعضا ارائه می‌دهد. به صورتی که خود دعا را در کتاب مؤسسات آموزشی همراه با مفاهیم درونی تشکیلات درآمیخته و مکان انجامش را نیز به فرد دیکته می‌کند. طبق بیان این کارشناس بهائی، جلسات دعا به دورهمی‌هایی برای مشورت پیرامون مسائل بهائی و به طور خلاصه تبلیغ بهائیت تبدیل می‌شود و هدف غایی آن درگیر کردن افراد بیشتری از جامعه با بهائیت است.

البته این توضیحات برگرفته از دستورات سران تشکیلات است. برخلاف آنچه با پخش اذکار و فایل‌های صوتی مناجات‌های مختلف سعی در ایجاد نمودی معنوی در این فعالیت تبلیغی دارند، مرکز اصلی تشکیلات در پیامی خطاب به بهائیان ایران در مورد "اهمیت و جایگاه جلسات دعا و مناجات در فرایند جامعه‌سازی" می‌گوید:

«... قدرت نهفته در دعا و مناجات وقتی ظاهر می‌شود که انگیزۀ اصلی آن محبّت ‌ا... باشد؛ از ترس، توقّع، تظاهر و خرافات به دور بوده با صداقت و پاکی دل تلاوت شود.»(2)

تا اینجا پیام در واقع آن چیزی است که لازم است به غیربهائیان نشان داده شود، اما در ادامه هدف اصلی از برگزاری این جلسات مشخص خواهد شد که کاملاً خلاف جمله قبل مبنی بر «عدم توقع» است.

«...دعوت این مشتاقان از بهائیان آن است که مساعی جامعه‌سازی را که با پشت‌کار به آن مشغولند به منزله الگوی جدیدی از نحوه اجتماع نوع انسان مشاهده نمایند...از جمله اجزای اساسی این الگو جلسات دعا و مناجات می‌باشد که جنبه‌ای جمعی از حیات روحانی و ابعادی از مفهوم مشرق‌الأذکار است. تشکیل این جلسات فرصت گران‌بهایی برای شما عزیزان فراهم می‌سازد تا نه تنها به نیایش و ستایش پروردگار یکتا پرداخته، عنایات او را در زندگی خود سائل شوید بلکه قوای روحانی نهفته در دعا و مناجات را با دیگر شهروندان شریف آن آب و خاک نیز در میان گذارید.»(3)

ابتدا با توضیحات استعاری، تشبیه و متن ادبی، مفهوم دعا را از خصلت ذاتی بشر به عاریه گرفته و ادعا می‌کنند دعا تنها زمانی قابل قبول است که فقط و فقط به نیت صحبت با خالق و نزدیکی به او باشد، اما  نهایتاً مقصود اصلی را با عنایت به اهداف خود به اعضا ابلاغ می‌کنند و در واقع آن را وسیله‌ای برای تبلیغ می‌دانند و بس.

مشرق‌الأذکار

تشکیلات در مسیر اجرای نقشه بهائی کردن جوامع، با هزینه‌های بسیار کلان، بناهایی به نام عبادتگاه بهائی ساخته و آن را «مشرق‌الأذکار» می‌خواند که در واقع مؤسسه‌ای است با نقشی اساسی و محوری، در جامعه بهائی. احداث مشرق‌الأذکار اولین بار توسط «حسینعلی نوری» در کتاب اقدس پیشنهاد و سپس مقاصد آن توسط فرزند وی، «عباس افندی»، تشریح و گسترش داده شد. البته ماهیت این ساختمان‌ها به هیچ عنوان با معنی نامی که به آن اختصاص داده‌اند در هماهنگی نیست؛ چراکه مشرق‌الأذکار به معنای «محلّ برآمدن ذکر الهی» است، اما این ابنیه به منظور برآوردن مقصود تشکیلات بهائیت که همانا تبلیغ و پیش بردن به سمت حکومت بهائی است، می‌باشد.

با نگاهی دقیق‌تر، بهائیت در نظر دارد با ساخت پایگاهی با هویت بهائی، به نوعی «استقلال» که چهارمین مرحله از نقشه اصلی تشکیلات است، دست یابد. پس بی‌راه نگفته‌ایم اگر احداث مشرق‌الذکار را مقدمه ایجاد حکومت بهائی بدانیم. نظر به آثار سردمداران بهائیت، جایگاه سیاسی-تشکیلاتی مشرق‌الأذکار را روشن می‌سازد.

«...لازم است نسبت به توسع و تحکیم اساس محافل روحانی ملی و ناحیه‌ای جدیدالتأسیس که امری است بس خطیر و مهم، توجه مخصوص معطوف گردد و این خود اساساً مقدمه تشکیل محافل دیگری است که نظم اداری دائم‌التقدم الهی باید بر آن استوار گردد...در تکمیل این وظیفه مقدس باید جهت تکثیر جمعیت‌ها و مراکز منفرد موجود در کلیه قارات جهان سعی و کوشش مبذول گردد...دیگر آنکه سه حظیره‌القدس و دو موقوفه ملی و اراضی یک مشرق‌الأذکار که از اهداف نقشه باقی‌مانده، باید با وجود موانع و مشکلات حاضره سریعاً خریداری و محظورات غیرمنتظره‌‌ای که در ابتیاع زمین مشرق‌الأذکار فرانکفورت پیش آمده مرتفع گردد.»(4)

همان‌طور که مشخص است حتی با وجود سختی و مشقت در میان بهائیان، ساخت این ابنیه در اولویت کاری تشکیلات قرار گرفته است، در ادامه برای وصول به مرحله استقلال آمده:

«باید مساعی مجدانه به عمل آید تا هرچه بیشتر در ممالک و ایالات و نقاط مختلفه عالم ازدواج بهائی و تعطیلات امری از طرف مقامات محلی به رسمیت شناخته شود.»(5)

از طرف دیگر بهائیت می‌کوشد با استفاده از جاذبه‌های مختلف، برای فرقه‌ای که هیچ سابقه اعتقادی قابل استنادی ندارد، برای خود پیروان جدیدی پیدا کند. از این رو این اصطلاحاً عبادتگاه‌ها را با بهره‌گیری از بهترین معماران و هزینه‌هایی بس گزاف، معماری خاص و تبلیغات وسیع، به منظور جذب گردشگر ساخته است، تا جایی که مثلاً برای ساخت یکی از مشرق‌الأذکرها سه سال برای یافتن سنگ مناسب زمان گذاشته‌اند. بهائیت با تبلیغات وسیع، این مکان‌ها را محل تجمع حامیان ادیان مختلف عنوان می‌کند و آن را متعلق به کلیه انسان‌ها می خواند، حال آنکه در بدو ورود به ساختمان مشرق‌الأذکار، جوانانی تشکیلاتی جزوه‌های تبلیغی بهائیت را در اختیار بازدیدکنندگان گذاشته و تأکید دارند پیش از بازدید، حتما مطالعه شود.

در حقیقت این ساختمان‌ها تحت نظر محافل ملی و محلی برای تبلیغ و فعالیت‌های بهائی استفاده و در هر کشور، زیر نظر محفل ملی آن کشور اداره می‌شوند. تمام مشرق‌الأذکارهای بهائی، با یک الگوی مشابه طراحی که قسمتی از آن در آثار بهائی مشخص شده، طراحی می‌شوند. مهم‌ترین خصوصیت این اماکن ۹ وجهی بودن‌شان است و تمامشان دارای یک تالار مسطح هستند، که در آن صندلی و نیمکت‌ها رو به قبله‌ی بهائیان، یعنی مقبره‌ حسینعلی نوری در عکا قرار گرفته‌ است و برای مراسمی مانند اجرای موسیقی، سرود و آوازهای دسته جمعی استفاده می‌شود. در کل ساخت بناهای هنری از ابزار مهم اغواگری بهائیت به شمار آمده و تشکیلات بهائیت ضمن درآمدزایی از آن، به تبلیغ فرقه می‌پردازد.

اساساً معبد در تمام ادیان محل عبادت و اجرای مراسم دینی است؛  اما از آن‌جایی که بهائیت نتوانسته جایگاه دینی و مذهبی محکمی میان مردم داشته باشد، معبدهای منسوب به آن، تنها ماهیت سیاسی و تشکیلاتی دارند. همان‌طور که در پیام تشکیلات آمده است:

«این بنیاد عظیم در هر کجا که تأسیس گردد طبیعتاً جزء لاینفک فرایند جامعه‌سازی محیط اطرافش خواهد بود. آگاهی نسبت به این واقعیت در بین آحاد مؤمنین در شهرهایی که قرار است مشرق‌الأذکار در آن‌ها تأسیس گردد در حال افزایش است و یاران الهی در این نقاط به خوبی درک می‌کنند که حیات جمعی‌شان باید به نحو فزاینده‌ای بازتاب تلفیق عبادت و خدمت باشد، تلفیقی که مشرق‌الأذکار به آن تجسد می‌بخشد.»(6)

منظور تشکیلات از عبادت در جای دیگری از همین پیام به طور دقیق ذکر شده که همان آموزه‌های بهائی برای دست کشیدن مردم از اعتقادات و آمدن زیر یوغ بهائیت است: «خصوصیات روابط درون‌خانواده که در قالب تصورات کهنه قرون و اعصار شکل گرفته به نحو محسوسی تغییر می‌یابد... حتی بلای تعصب به تدریج تسلیم می‌گردد. نهایتاً مساعی جامعه‌سازی احبا بر جوانب مختلف فرهنگ تأثیر می‌گذارد.»(7)

تاکنون هشت مشرق‌الأذکار ملی، در شهرهای شیکاگو، اوگاندا، سیدنی، فرانکفورت، پاناما، ساموا، دهلی و سانتیاگو احداث شده است. البته با توجه به پیام مرکز تشکیلات مبنی بر «ابتدا ناظر به کشورهایی هستیم که در آنها مشارق اذکار ملّی و محلّی در حال تأسیس است.»(8) ساخت این پایگاه‌های بهائی در نقاط مختلف ادامه دارد. همان‌طور که مشرق‌الأذکار کامبوج بعد از این هشت طرح عمده، در مقیاسی محلی ساخته شد.

البته پیش از همه برای اولین بار در سال ۱۹۰۸ در شهر «عشق‌آباد» (پایتخت ترکمنستان امروز) که در آن هنگام جزئی از ترکستان روسیه بود، ساختمانی با این نام بنا شد که در جریان یک زلزله آسیب جدی دید و در نهایت در سال ۱۹۶۳ تخریب گردید. دولت روسیه ‌تزاری در شکل‌گیری فرقه‌ی بهائیت، نقشی مهم ایفا کرده و از آغاز پیدایش این فرقه، حمایت‌های زیادی از آن انجام داده‌است؛ همین امر موجب شده سران بهائی، پیشرفت خود را مدیون این دولت دانسته و حتی در آثار خود از نقش روس‌ها، قدردانی کنند.(9) اجازه ساخت اولین مشرق‌الأذکار بهائی، یکی از همین خدمات و حمایت‌های دولت روس از بهائیان است که موجب شد بهائیان با آزادی کامل در آن دیار، به فعالیت‌های تبلیغی خود بپردازند. مأموران سیاسی روس‌تزار با چنین مجوزی قصد داشتند، کانون بهائیان را به خارج از ایران نیز سرایت دهند.(10)

یکی از مبلغیت بهائی در اینباره می‌گوید: «در این شهر (عشق‌آباد) و شهرهای دیگر مسلمان‌نشین، همه‌ی بهائیان آزاد بودند و فرمانروایی روس، دست آن‌ها را در هر کاری باز گذاشته بود. چنانکه معابدی به نام مشرق‌الأذکار، ساخته بودند و از روز نخست که از گوشه و کنار کشور ایران مردم در آن شهر گرد آمدند، زهر چشمی از مسلمانان گرفتند... چون بازار داد و ستد و کار بازرگانی عشق‌آباد گرم بود، بسیاری از مردم یزد، آذربایجان و خراسان، روی بدان شهر نهادند و پادشاهان و فرمانروایان روس، به بهائیان کمک شایانی می‌کردند  و چون سازمان رو به ‌راهی داشتند، انجمن‌هایی برای خواندن مردم به کیش بهائی، برپا نمودند.»(11)

از دلایل حمایت و استفاده‌ روس‌تزاری از فرقه‌ بهائیت در مستعمرات خود این بود که سران بهائیت، با آوردن تعالیمی نظیر ترک تعصبات وطنی و نسخ حکم جهاد حتی از نوع دفاعی آن، روحیه سازش‌کاری عجیبی با تجاوزگران و استعمارگران را نشر می‌دادند. همان‌طور که هنوز هم بر آن منوال هستند.

در طی قرن بیستم با گسترش فعالیت‌های بهائی به کمک قدرت‌های استعمارگر، برنامه‌ها برای ساخت یک معبد در هر قاره به تدریج عملی شد. نخستین آن در «ویلمت» آمریکا واقع در شمال شهر «شیکاگو» قرار داشت که البته شدیداً مورد افتخار بهائیان است، چون عباس افندی شخصاً در طی سفری که به امریکا داشت اولین کلنگ این ساختمان را زده و به دلیل شیفتگی سران بهائی به غرب و علی‌الخصوص امریکا، آن را «مقدس‌ترین معبد بهائیت» معرفی کردند.

باقی مشرق‌الأذکارها پس از آن به ترتیب در اوگاندا، استرالیا، آلمان، پاناما، ساموآ، هندوستان و شیلی ساخته شد.

یکی از پر جاذبه ترین این معابد، معبد «لوتوس: نیلوفر آبی» واقع در دهلی‌نو هند است، کشوری که با جمعیت بالایش، پتانسیل عظیمی را برای جذب ساکنانش به این فرقه داراست. تشکیلات برای گمراه کردن افکار عمومی، تعدادی مرکز درمانی و خیریه نیز در کنار مشرق‌الذکارها  من جمله لوتوس، بنا کرده. البته این ساختمان در راستای اهداف بهائیت، آسیب‌های امنیتی جدی را برای کشور هند به دنبال داشت. مثلاً در سال 2006  مدیرمالی محفل ملی بهائیان هندوستان، به اتهام تهیه کارت شناسائی جعلی جهت ورود به تاسیسات دفاعی هندوستان و تهیه اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده و فروش انها به سرویس های جاسوسی اسرائیل و دریافت مبلغ قابل توجهی ارز خارجی و خروج غیر قانونی آن از هندوستان دستگیر شد که در این رابطه تعداد بیش از 80  پاسپورت جعلی با اسامی و ملیت ایرانی بوده است! موارد دیگری از اینگونه اتهامات نیز در وسائل ارتباط جمعی هند بر ملا شده، مثلاً در میان هیئت امنای مشرق‌الأذکار لوتوس، خانم زینا سورابجی همسر دادستان سابق هندوستان آقای سالی سورابجی که بعد از آن عضو محفل ملی بهائیان هندوستان شد به جرم فساد مالی و غیرمالی محکوم گردید. هرچند با حمایت اسرائیل و لابی منتفعان، بر این قضایا سرپوش گذاشتند و تا جایی پیش رفتند که امروزه مسئولان هندی به بهانه‌های مختلف با چاپلوسی از بهائیت در منطقه، تقدیر می‌کنند.

البته این تقدیر و تشکر به سران هند مربوط نمی‌شود، چراکه بهائیت با مکاری تمام، در این ساختمان‌ها برنامه‌هایی در مسیر فعالیت‌های جامعه‌سازی (بخوانید بهائی‌سازی) به انجام می‌رساند و آن فعالیت‌ها را با توجه به نیاز منطقه، با فرهنگ بومی مردم هماهنگ می‌کند. یعنی در برخی کشورها که با کمبود خاص معنویت مواجه‌اند، وجه روحانی و در کشورهای عقب‌مانده ساختمانی برای مدیریت و برنامه‌ریزی جهت بهبود شرایط را بهانه ساخت و ساز خود می‌کنند.

هرچند با وجود تمام تلاش بهائیت، در بیشتر ایام سال این ساختمان‌های توریستی با برچسب مذهب، خالی از بازدید و تهی از هر دعایی می‌باشد، اگر هم جاذبه‌ای باشد مادی و ظاهری است. اما کنار هم قرار دادن تمام این موارد نشان می‌دهد حتی جلساتی که صرفاً نام دعا بر آن نهاده شده، گردهمایی تشکیلات برای تبلیغ و پیگیری برنامه‌های بهائیت است. جلساتی که به گفته کارشناس بهائی در متن، حتی در کشور ایران با وجود ممنوعیت تبلیغ همچنان در حال برگزاری است و برخورد با آن‌ها حق هر شهروندِ نگران از فریب فرقه‌ای است.

 

پی‌نوشت:

  1. برنامه رادیویی بهائیت، تابستان 96.
  2. پیام بیت‌العدل خطاب به بهائیان ایران، 27 آذر 1393.
  3. همان.
  4. توقیعات مبارکه، اکتبر 1952-1957، جلد 5، ص 272-273.
  5. همان، ص 273-274.
  6. ترجمه پیام بیت‌العدل خطاب به بهائیان جهان، رضوان 2013 میلادی.
  7. همان.
  8. پیام بیت‌العدل خطاب به احبّای مجتمع در سانتیاگو، ١٤ اکتبر ٢٠١٦.
  9. رائین اسماعیل، انشعاب در بهائیت پس از مرگ شوقی ربانی، تهران: مؤسسه تحقیقی رائین، چاپ مرو، بی‌تا، ص 104، به نقل از قرن بدیع، ج 2، ص 15.
  10. نجفی سیدمحمدباقر، بهائیان، تهران: کتاب‌خانه ظهوری، 1399 ق، چاپ اول، صص 636-635.
  11. کسروی سیداحمد، بهائی‌گری، تهران: بنگاه مطبوعاتی فرخی، 1344، صص 48-46.

 

برداشت از فصل نامه روشنا

جمعه, 01 دی 1396 ساعت 09:36

از رنجی که متبریان بهائیت می¬برند ،

نوشته شده توسط

آسیب­شناسی جداشدگان از فرقه­های تشکیلاتی

آذر 96

عزت ریحانی

 

وقتی در مورد نجات یافتگان و متبریان فرقه­هایی مثل بهائیت سخن به میان می­آید، بیشترِ افکار به دنبال آگاهی از مناسبات درونی فرقه و آسیب­هایی است که تشکیلات به فرد وارد آورده، حال آنکه باید در نظر داشته باشیم، جدا شدن از یک فرقه، وضعیت بسیار متمایز و ویژه­ای برای فرد متبری ایجاد می­کند و چنین تغییر بزرگی در زندگی- به خصوص برای افرادی که در محیط­های تشکیلاتی سر می­کردند- تا اندازه زیادی بر ابعاد و زوایای پیدا و پنهان زندگی شخصی­شان مؤثر مشکل زا می­باشد.

متین حمیدی

 

بهائیت در ایران : اساس بهائیت، شامل مجموعه برنامه­هایی است که با روندی قدرت طلبانه، داعیه تسخیر جهان را در سرمی­پرورانند. بهائیت از همان ابتدا با پروبال گرفتن استعمار تا اندازه­ای پیش رفت، اما پروژه چندان موفقی محسوب نمی­شد. با این حال، تشنگان قدرت با شناخت نیاز جوامع و کشش باطنی آدمیان به مذهب، سعی در پیشبرد و بسط این طرح داشتند.

چهارشنبه, 29 آذر 1396 ساعت 09:03

فرار کردم تا مسلمان شوم

نوشته شده توسط

سرگذشت دختری که برای تبری از بهائیت، از خانه گریخت

آذر 96

بهائیت در ایران برداشت از مجله روشنا :

زندگی در خانواده­ای بهائی

سه شنبه, 28 آذر 1396 ساعت 08:30

دویستمین سالگرد توطئه¬چینی بهائیت

نوشته شده توسط

دستور تشکیلات برای برگزاری جشن تولد

آذر 96

Image result for ‫دویستمین سالگرد بها‬‎

محمدحسین خوش مسلک

بهائیت در ایران برداشت از مجله روشنا : بهائیت در اقدامی از پیش برنامه ریزی شده و به دستور سازمان رهبری فرقه، مستقر در حیفا (فلسطین اشغالی) دویستمین سال تولد بنیان گذار این فرقه (حسینعلی نوری) را بهانه موج جدیدی از تبلیغات خود قرار داده است. اگر چه تولد این عنصر فتنه ساز، این بار مصادف با 22 اکتبر اعلام شده، اما تحرکات بهائیت به اسمِ این تولد، از ماه­ها پیش از فرا رسیدن اکتبر، به چشم می­خورد.

مرکز اصلی تشکیلات بهائی، اولین بار در پیام 29 دسامبر 2015 به برنامه ریزی برای دویستمین سالگرد تولد حسینعلی نوری اشاره کرده و بعدتر در 18 می 2016 به تشریح این برنامه پرداخت. برنامه­ای که در پیام های دیگر این نهاد، تکمیل­تر شد و نتیجه آن اقدامات بهائیت در ساخت کلیپ و عکس از مراسم تولد، به همراه خبرهای مختلف از تبریک سران و مسئولان کشورهای مختلف بود.

حال باید دید چه می­شود که در این آشفته بازار جهانی، جشن تولد یکی از مظاهر آشوب و تروریست، مورد توجه قرار می­گیرد تا آنجا که از طرف بعضی کشورها پیام تبریک برایش صادر می­شود. بهائیتی که پایه­های اصلی تشکیلاتش را روی زمین­های غصبی فلسطینیان و مصالح فراهم آمده از صهیونیسم بنا کرده، البته که پریشان خاطری مظلومان در زیر سرکوب سلطه طلبان و متجاوزان، برایش محلی از اعراب ندارد که هیچ، آب گل­آلودی هم برای ماهی­گیری این فرصت طلبان محسوب می­شود. مظاهر سوءاستفاده از موقعیت نامطلوب جهانی، در این پیام مرکز تشکیلات به خوبی مشهود است:

«سردرگمی، بی­اعتمادی و ابهامات حاکم بر جهان به تعهداتی که اجرای آن وظیفه جمع مؤمنین می­باشد فوریت بیشتری می­بخشد. دوستان باید به راستی از هر فرصتی استفاده کنند.. اندرز حضرت ولی امرا.... به زبان انگلیسی خطاب به یک جامعه بهائی را که گویی برای زمان ما بیان شده به خاطر می­آوریم که می­فرمایند: «هر چه تارو پود اجتماع کنونی تحت تأثیر فشار مصائب و بلایای مستولیه دچار سستی و از هم گسیختگی بیشتری گردد و هر چه بروز شکاف ها به گسستگی­ها سرعت بخشد و جدایی ملت از ملت، طبقه از طبقه، نژاد از نژاد و کیش از کیش مضاعف گردد، جریان نقشه الهی باید با انسجام بیشتری در حیات روحانی و اقدامات اداری خویش، معیار والاتری از مجهودات منظم، از تعاون و تعاضد و از پیشرفت هماهنگ در مشروعات جمعی خود نشان دهند.»[1]

اگر بخواهیم فحوای چنین متونی از بهائیت را ساختارمندانه، رمزگشایی کنیم، باید گفت از آنجا که از ابتدای تأسیس، این فرقه مورد حمایت غرب و مستعمران بوده، عملکردش به تأسی از نظریه­پردازان غربی شکل گرفته و این بخش از صحبت­ها، نمونه­سازی شده نوعی برداشت از دیالتیک هگلی است که عصاره­اش می­شود: مشکل را درست کنید، واکنش را ایجاد نمایید، راه حل را ارائه دهید. مشکل را منتفعان و مشوقان ایجاد می­کنند و در برابر آوارگی مردم بی­پناه، بهائیت است که با دسیسه وارد عمل می­شود.

این است که در این شرایط پیچیده کشورها، به بهائیان دستور داده شده: «این ایام متبرکه را باید فرصتی مخصوص دانست برای تماس با اقشار هر چه وسیع­تر اجتماع و با همه اشخاصی که به نوعی با آنان ارتباط دارند خواه ارتباط فامیلی یا علایق مشترک، همکاری شغلی یا مطالعاتی، روابط همسایگی، و یا صرفا آشنایی تصادفیه تا جمیع از ظهور نفس مبارکی که دقیقا دویست سال پیش متولد شد و مقدر بود حامل پیام جدیدی برای نوع بشر گردد، به وجد و سرور آیند.»[2]

مثل همیشه تبلیغ و فریب، اولین درجه اهمیت را دارد. برای نحوه عملکرد در این مراسم و جشن­ها، این طور عنوان می­کنند:

«محل برگزاری این جشن­ها باید عمدتا در سطح محلی باشد. برای اقدامات در سطح ملی نیز فرصت­هایی هم چون گردهمایی برای دعوت اشخاصی برجسته و عالی مقام که با امر الهی به نحوی ارتباط دارندوجود خواهد داشت.... در کانون برگزاری این جشن­ها، تلاش­های هماهنگ برای ابلاغ مفهوم و معنای ظهور پیاپی دو اختر تابان در افق جهان و تأثیر آن بر نوع بشر می باشد. تنوع این اقدامات البته بستگی به شرایط و مقتضیات مختلف خواهد داشت و شامل نمودهای هنری و فرهنگی بی­شماری خواهد بود، از جمله سرودها، اجرای برنامه­های صوتی- تصویری و انتشار نشریات و کتب. چنین ابتکاراتی همراه با جشن­های گسترده روح افزا و در عین حال پروقار قطعا بارقه کنجکاوی و اعجاب را در دلِ بسیاری از افراد که تاکنون با نام حضرت اعلی و حضرت بهاءا... آشنایی نداشته­اند بر خواهد افروخت. هر یک از جشن­های دویست سالگی بدون شک روحیه همت و وفا را در تمامی اقدامات والای یاران الهی برخواهد انگیخت.»[3]

«برای استفاده کامل از فرصت­های تبلیغی موجود در عالم بهائی، گفتگوهای ممکن با هر فردی از افراد باید خلاقانه مورد تأمل قرار گیرد. در این چنین گفتگوهای هدفمندی ادراک افزایش می­یابد، قلوب منتشرح می­شود و در مواردی، تقلیب بغتتا ایجاد می­گردد. همگی به انجام این وظیفه ارزشمند دعوت می­شوند و هیچ کس نباید خود را از شادمانی حاصله از این خدمت محروم نماید.»[4]

محورهای اصلی در این پیام به این شرح است:

1.برگزاری دورهمی­های کوچک، حتی با کمترین جمعیت برای افزایش آماری.

2. برگزاری مجالس بزرگ­تر از مقامات؛ این از اقداماتی است که مخصوصا در کشورهای کوچک­تر به بهانه فعالیت­های اجتماعی و سازندگی­های محلی اتفاق می­افتدو در آن با دعوت از شهردار و مقاماتی از این قبیل،نامه­هایی را در راستای اهداف خود و مثلا تبریک تولد بهاء به امضای آن مقام رسمی درمی­آورند و به این ترتیب، از نام وی برای رسمیت بخشی به خود بهره­مند می­گردند.

3. معرفی چهره­ای جذاب و غیرواقعی از بهائیت برای ایجاد حس کنجکاوی و جذب افراد که از تکنیک­های قدیمی بهائیت است و اغلب با بمباران محبت همراه می­شود.

4. از دیگر اهداف این برنامه­های زرق و برق­دار، تثبیت اعضا است، تا نسبت به عدم معنویت و روح ایمان در بهائیت، دچار یأس نشده و همچنان در خدمت تشکیلات باشند. ضمن اینکه با ایجاد هدف و تعریف مأموریت  برای افراد، حس تأثیرگذاری آنان را ارضا می­کنند.

5. با تمرین و کسب فن بیان مرتبط با محل برگزاری مراسم، افراد را با توجه به ویژگی­های خود تحت تأثیر قرار دهند واین مأموریت تمام بهائیان است.

پیام­های هم مشخصا برای ایران تنظیم شده که با توجه به غیرقانونی بودن تبلیغ در ایران، مصداق بارز دعوت به ارتکاب جرم است.

به بهائیان ایران دستور داده شده جشن­هایی به بهانه این تولد نامبارک برگزارکرده و دوستان، آشنایان و مسلمانان را به آن دعوت کنند تا در عین خوش­گذرانی به تبلیغ بپردازند. البته با توجه به ناقض قانون بودن این عمل، تأکید شده:« این قبیل اقدامات در ایران البته باید با رعایت کامل حکمت، با در نظر گرفتن حرمت شرایط محل اقامت، از طریق اقدامات فردی و جمعی ولی بدون تحریک احساسات عمومی انجام شود. هر فرد و هر خادم مؤمن باید شرایط خود را بسنجد تا در صورت امکان تعداد هر چه بیشتری از اقوام، دوستان، همسایگان، همکاران و آشنایان خود را از ظهور نفس مقدسی که از میان هم­وطنان­شان برخاسته است، مطلع سازد.»[5]

در این نامه طبق معمول از کلید واژه «حکمت» برای بومی سازی تبلیغ و به کار بستن حیله و فریب، استفاده شده. کلمه­ای که معنای آن برای اعضای تشکیلات کاملا تفهیم شده و معادلی امنیتی-دسیسه­ای دارد. مورد دیگر پیام، دستور احیای دوباره «خادمین» شهرستان ها در قالب گردهمایی و جشن می باشد.

بُعد دیگر این توطئه، پیام مسئولان کشورهای مختلف با مضامین مطلوب بهائیت است. همان طور که اشاره شد، چنین پیامدهایی با دعوت به مراسم های بهائی به بهانه­های جامعه سازی یا مراجعه و اخذ نامه و پیام از آن­ها حاصل می­شود. حتی در بعضی موارد، تشکیلات، متن پیام را از پیش تدوین کرده و فقط به امضای مقامات می­رساند.

نمونه­هایی از این قبیل تبریکات و بازتاب آن در رسانه­های بهائی، در ادامه عنوان شده­اند، البته این رسانه­ها در موارد متعدد، پیام یک نفر را تحت عناوین مختلف (مسئول ، نماینده، نام و .... )چندین مرتبه منتشر نموده­اند:

·         «تزرامی»، نخست وزیر انگلیس

·         «جیمی کارتر»، رئیس جمهور اسبق امریکا

·         «مالکولم ترنبل»، نخست وزیر استرالیا.

·         رئیس جمهور آلمان (وی در این پیام از تلاش های اجتماعی بهائیان تشکر کرده است).

·         «پراناب موکرجی»، رئیس جمهور و «نارندرامودی»، نخست وزیر کشور هند.

·         «دالایی لاما» ،رهبر دینی بوداییان تبت، دویستمین سالروز تولد بهاءا....را موقتی برای ابراز خشنودی دانسته و ضمن آن، نامه­ای حاوی پند، برای بهائیان ارسال داشته است. جملات این نامه، دارای ادبیاتی بهائی و در جهت برنامه­های این فرقه است.

·         «جوزف کوروپ»، عضو پارلمان و وزیرِ دفتر نخست وزیر مالزی.

·         شهردار آلاسکا.

·         شهردار گلندل؛ وی 22 اکتبر 2017 را به عنوان روز دویستمین سال تولد بهاءا.... در شهر گلندل کالیفرنیا، اعلام عمومی کرد.

·         «رانیل ویکرماسینگه»، نخست وزیر سرلانکا، وی در پیام تبریکش از مشارکت بهائیت «در جهت مصالح و رفاه این کشور» تقدیر نمود.

·         رهبران پاکستان

·         مسئولان کشور کلمبیا.

·         رئیس جمهور اتریش.

·         نخست وزیر سنگاپور.

·         «گوپال مَن شرستا»، معاون نخست وزیر و «جاناردن شارما» وزیر امور داخلی نپال.

·         «اسدالزمان نور»، وزیر امور فرهنگی بنگلادش.

·         نخست وزیر استرالیا.

·         نخست وزیر نیوزلند.

·         «بریک آرین»، معاون وزیر امور مذهبی و جامعه مدنی قزاقستان.

·         برخی مسئولان مملکتی رومانی، آرژانتی و ویتنام.

·         «رضا مریدی»،وزیر دولت آنتاریو کانادا.

·         بازدید ملکه انگلستان از نمایشگاه آثار بهائی آن کشور که به مناسبت دویستمین سال تولد بهاءا.... برپا شده بود.

·         چاپ دو قطعه تمبر به مناسبت دویستمین سالگرد تولد حسینعلی نوری، در شرکت ملی پست هلند.

·         بازدید نخست وزیر رژیم صهیونیستی از مرکز اصلی تشکیلات.

·         انعکاس در روزنامه «مخی» (Mmegi) کشور بوتسوانا.

برای روشن شدن این جنبه از موضوع، باید دورنمای کلی­تری را در نظر داشت. بهائیت از زمان «شوقی افندی»، سومین سرکرده تشکیلات، با نقشه­های چند ساله اهدافش را دنبال می­کند. شش سال قبل، تشکیلات در پیامی این طور گفته بود: «به منظور کمک به احبا در تفکر راجع به فرایند رشد در سطح محدوده جغرافیایی، مفهوم دو حرکتِ مکمل را بیان نمودیم.

یکی از این دو حرکت، گذراندن دوره­های مؤسسه آموزشی به طور مداوم توسط افرادی است که تعدادشان مرتبا در حال گسترش می­باشد. حرکت دیگر پیشرفت محدوده جغرافیایی است که از طریق قابلیت جمعی برای به ظهور رساندن الگویی از زندگی منطبق با تعالیم امر مبارک مشاهده می­شود.

حرکت اول، نه تنها به حرکت دوم تحرک می­بخشد بلکه استمرارش نیز به آن وابسته است.»[6]

در واقع تشکیلات، افزایش گستره جغرافیایی را مکمل اهداف مؤسسات آموزشی دانسته و برآن تأکید دارد. در پیام دیگری پیش از آغاز چهارمین «نقشه پنج ساله»[7]بر اهمیت لای کردن با کشورها و نوعی تأییدیه گرفتن از آنان برای ادامه مسیر اشاره می­کند:

«از جمله مواهب گران بهایی که به برکت این استقامت سازنده نصیب جامعه بهائی شده، تأسیس شبکه­ای چشم گیر از دفاتر مخصوص در سطح ملی می باشد که به طور سیستماتیک با دولت ها و سازمان­های جامعه مدنی رابطه برقرار ساخته است. به موازات این دفاتر، فرایندهای نقشه­های متوالی، توانایی جامعه را برای مشارکت در گفتمان­های رایج در فضاهای گوناگون، از مکالمات شخصی تا اجتماعات بین­المللی، افزایش داده است. در سطح مردمی، این کار از طریق همان رویکرد ارگانیک که موجب ازدیاد تدریجی اشتغال احبا به اقدام اجتماعی می­شود، به طور طبیعی گسترش می­یابد اما در سطح ملی، شرکت در گفتمان­های رایج، اکثرا مطمح نظر این دفاتر است که هم اکنون در ده­ها جامعه ملی مشغول فعالیت هستند.... به منظور افزایش این گونه مجهودات و برای تضمین انسجام این اقدامات با سایر مساعی جامعه بهائی، اخیرا در مرکز جهانی بهائی «دفتر گفتمان­های عمومی» را تأسیس نموده­ایم تا با پیشبرد تدریجی، محافل روحانی ملی را در این میدان کمک نماید.»[8]

فعالیت­های دفتر گفتمان عمومی و شرکت در ده­ها اجتماع بین المللی، توأم با کمک رژیم صهیونیستی و دیگر مستعمران ذی نفوذ، نتیجه­اش می­شود تبریک برخی مسئولان که تعداد زیادی حتی شناخت درستی هم از بهائیت ندارند و به صرف آنچه بهائیت در همان محافل ملی و عمومی، از خود با نقاب­های ملمون ارائه کرده، به این فرقه چراغ سبز نشان می­دهند.

چون هیچ عقل سلیمی نمی­پذیرد تولد افرادی مثل «علی محمد شیرازی» و حسینعلی نوری که در روزگار زیستنشان، فجایعی از قبیل: آشوب وکشتار جامعه ایرانی، ایجاد سه جنگ داخلی در طبرسی، نیریز و زنجان، ترور شاه، قتل مرحوم شهید ثالث، کشتار و ترور در عراق، نشر عقایدی چون حذف فیزیکی، سربریدن مخالفان، تخریب بقاع مذهبی و سوزاندن هر کتابی به جز کتاب­های فرقه­ را در پرونده دارند، به عنوان داعیان صلح، مورد تبریک قرار گیرد.

 

بهائیت تحت نظارت اسرائیل

سوای تبریک تمام این شخصیت ها که اکثرا از مناطقی هستند که بهائیت به بهانه طرح­های روحی، خود را به مردمانش شناسانده، جلسه خصوصی نخست وزیر رژیم صهیونیستی، «بنیامین نتانیاهو» با هسته مرکزی مدیریت بهائی، قابل توجه است. حضور این مقام ارشد رژیم صهیونیستی، در اصلی­ترین مرکز فرقه- که پیش از این به صورت آشکار اتفاق نمی­افتاد- تنها چند روز مانده به مراسم اصلی جشن بهائی به بهانه تولد حسینعلی نوری صورت گرفت. البته با وجود اینکه بهائیت همواره سعی دارد پیام­های تبریک را (راست یا دروغ) از طرف سران کشورهای مختلف منتشر سازد، در این مورد نه تنها اشاره­ای به مراسم دویست سالگی نکرد که حتی دستپاچه سعی در کتمان رابطه داشت.

این دیدار در ساختمان مرکز اصلی تشکیلات، در حالی به وقوع پیوست که بهائیت مدعی بود، با وجود قرار داشتن مرکز اصلی تشکیلات در سرزمین­های اشغالی، هیچ ارتباطی با سیاستمدارانش نداشته و فقط از نظر جغرافیایی آنجاست. هر چند تشکیلات، مایل به پنهان کردن این دیدار بود اما با لو رفتن قضیه در رسانه­های جمهوری اسلامی ایران، رسانه­های بهائی برای توجیه ننگ همراهی با رژیم صهیونیستی، به تکاپو افتادند، فلذا جمله­ای جعلی از زبان نتانیاهو منتشر کردند مبنی براینکه: «دیروز همراه همسرم از باغ­های بی­نظیر بهائیان در شهر حیفا دیدار کردم.» پس عکس­های لو رفته از حضور وی را نوعی گشت و گذار شخصی خواندند!

این دیدار برای چندمین بار، یادآور این جمله است که: «در حقیقت باید گفت آینده ما [یعنی بهائیت و اسرائیل] چون حلقه­های زنجیر به هم پیوسته است»، سخنی که همان روزهای نوپای تشکیلات، در تاریخ به ثبت رسید و افشاگر حقایق زیادی است. همان طور که امروزبا گذشت سال­ها، ارتباط اسرائیل غاصب با بهائیت فریبکار، تنگ­تر می­شود.

برای درک میزان خطری که این دیدار توطئه­آمیز به همراه دارد، باید یادآوری کرد، تشکیلات بهائی تمام اطلاعات شخصی اعضا اعم از ارتباطات بهائیان با غیر بهائیان و شرایط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی محیط زندگی آن­ها را از طریق جلسات 19 روزه، اخذ و مستقیم به ساختمان اصلی تشکیلات در حیفا می­فرستند؛ همان جایی که از قضا نخست وزیر دولت جعلی اسرائیل، جلسه­ای با اعضایش برگزار کرده است. پیش­تر، وقتی به انتقال اطلاعاتی بهائیان به اسرائیل ایراد گرفته می­شد، ادعا می­کردند این اطلاعات نه به رژیم صهیونیستی، که مستقیما به مرکز اصلی تشکیلات ارسال می­شود، بله! تشکیلاتی که زیر نظر مستقیم مقامات رژیم صهیونیستی، مورد بازرسی قرار می­گیرد. بنابراین در شرایط آشفته منطقه، مسلما باید روی تحرکات این خرده جاسوس­ها در کشورمان، حساس باشیم. این گونه دیدارها در نابسنامانی جهانی، آن هم میان دو گروه بحران ساز، نمی­تواند نشانه خوبی باشد، مخصوصا در روزهایی که نتانیاهو، از تحریم­های بیشتر علیه ایران، استقبال کرده است. باید هوشیار بود چرا که این همکاری و حمایت­های دوجانبه بهائیت با اسرائیلی که تا امروز، چیزی جز استعمار و ظلم نداشته، روشن کننده اهداف مشترکمان است.

جمع بندی کلی اهداف این فرقه برای مهم جلوه دادن این روزها وجلب نظر کشورهای مختلف، در این موارد خلاصه می­شود:

·         ایجاد فرصت­های تبلیغی و جذب.

·         سعی در رفع رکود حاکم براین فرقه و برسرزبان انداختن نام بهائیت.

·         جلب نظر کشورها و مورد توجه قرار گرفتن از سوی مقامات رسمی در جهت اثبات خود.

·         دعوی گستردگی جغرافیایی.

·         همبستگی با کشورهای معاند اسلام.

·         جوسازی علیه ایران و سنگین کردن پرونده به اصطلاح حقوق بشری علیه نظام جمهوری اسلامی ایران.

هر چند با مشاهده عکس و فیلم­های مرتبط با این موضوع، به سادگی درمی­یابیم نه تنها در ایران که در کل کشورهای بهائی نشین هم موفقیت چندانی نداشته­اند و تعدد فایل­های صوتی و تصویری ناشی از دورهمی­های همیشگی، کلاس­های بهائی و حتی استفاده از تکنیک­های فتوشاپ است که سعی دارند به عنوان گردهمایی و جشنواره­ای واقعی، نشرشان دهند، اما لازم است علاوه بر آگاه ساختن هم­وطنان، در زمینه­های بین­المللی هم روشنگری صورت گیرد تا ساده­انگاری­های برخی کشورهای در حال توسعه، مورد سوءاستفاده تشکیلات قرار نگیرد.

 



[1] .پیام بیت العدل خطاب به بهائیان جهان، رضوان 2017.

[2] .پیام بیت­العدل خطاب به محافل ملی، 18 می 2016.

[3] .همان.

[4] .پیام بیت العدل خطاب به بهائیان جهان، رضوان2017.

[5] .نامه بیت العدل،6آگوست 2017.

[6] .پیام بیت العدل خطاب به محافل روحانی ملی، 12دسامبر 2011.

[7] .چهارمین نقشه پنج ساله بهائیت از سال 2016 آغاز و به سه دوره تقسیم می­شود:«دوره اول از رضوان تا دویستمین سال تولد حضرت بهاءا.... در اکتبر 2017 که شش چرخه سه ماهه است. دوره دوم از دویستمین سال تولد حضرت بهاءلا... تا دویستمین سال تولد حضرت اعلی که هشت چرخه سه ماهه است.دوره سوم، از دویستمین سال تولد حضرت اعلی تا انتهای قرن اول عصر تکوین شش چرخه سه ماهه است.» (پیام بیت العدل،رضوان 2016.)

[8] .ترجمه پیام بیت العدل خطاب به بهائیان جهان، رضوان 2013

کوتاه خواندنی

بهائیت در ایران : در بحث ریشه‌ی یهودی فرقه‌ی ساختگی بهائیت تاکنون مطالب فراوانی منتشر شده است. اما در این میان، اعتراف رسمی و صریح اسناد سفارت آمریکا به ریشه‌ی یهودی بهائیان ایران قابل توجه است. در اسناد به دست آمده از سفارت آمریکا در باره‌ی وضعیت بهائیان در ایران در سال ۱۹۷۲ می خوانیم: «بهاییان ایران که از یهودیگری تغییر آیین داده‌اند توسط دولت ایران در اختناق زندگی می کنند. شاید دولت این عمل را به عنوان باج سبیل به ملاها که بهاییگری را به عنوان بدعتی در دین اسلام به شمار می آورند، انجام می دهد و شاید هم به خاطر نسبت دادن فعالیت سیاسی به بهاییهاست.» (1)

معرفی رهبران بهائیت

  • زرین تاج قزوینی

     

    زرین تاج قزوینی (فاطمه یا ام السلمه) مشهور به طاهره قُرهالعَین یا طاهره بَرَغانی (زاده 1228 قمری برابر با 1823 میلادی در قزوین - درگذشته 1268 قمری برابر با 1850 میلادی).

     

    ادامه مطلب...
  • شوقي افندي

    شوقي افندي ملقب به شوقي رباني (1314-1377/1336ش) فرزند ارشد دختر عبدالبهاء بود که بنا به وصيت وي، در رساله اي موسوم به الواح و وصايا به جانشيني وي منصوب شده بود.

    ادامه مطلب...
  • علی محمد باب

    علی محمد باب شیرازی، موسس بابیت است. او شاگرد سید کاظم رشتی بود که با بهره گیری از افکار شیخیه، ادعای بابیت، امامت، خدایی و … کرد و در آخر توبه نامه نوشت و خود را هیچ دانست.

    ادامه مطلب...
  • سید کاظم رشتی

    سيد كاظم رشتي بن سيد قاسم بن سيدحبيب از سادات حسيني مدينه ، زبده ترين شاگرد شيخ احمد احسائي بود که پس از مرگ شيخ رهبري  شيخيه را برعهده گرفت.

    ادامه مطلب...
  • عباس افندی (عبدالبهاء)

    عباس افندي (1260-1340) ملقب به عبدالبهاء، پسر ارشد ميرزا حسينعلي است و نزد بهائيان جانشين وي محسوب مي گردد.

    ادامه مطلب...

مبارزان با بهائیت

cache/resized/ccaca808332350bd352314a8e6bdb7dd.jpg
یکی از حوادث مهم زندگی آیت الله بروجردی تقارن سال
cache/resized/a2c88199bdee2998adc4f97d46fdb662.jpg
ملا محمد سعید بارفروشی معروف به سعید العلما یکی